بیانیه سلب مسئولیت
این مقاله بر اساس منابع (در انتهای مقاله قابل دسترسی است) تدوین شده و لزوما بیانگر نظرات سایت نمی باشد. مسئولیت مطالب این مقاله، بر عهده منابع می باشد.
مقدمه
فروپاشی امپراتوری صفوی در سال ۱۷۲۲ میلادی و ظهور سلسله قاجار در اواخر قرن هجدهم، تحولی اساسی در چشمانداز ژئوپلیتیکی و اجتماعی-مذهبی فلات ایران ایجاد کرد. در حالی که روایتهای تاریخی مرسوم اغلب شکست نظامی دولت صفوی در برابر قبایل غلجایی افغان یا ضعفهای ساختاری اقتصادی ذاتی در تغییر مالکیت زمینهای سلطنتی را در اولویت قرار میدهند، یک تحلیل پیچیدهتر، فرآیندی از «خرابکاری ایدئولوژیک» و «مداخله قدرت نرم» را آشکار میکند.[۱، ۲، ۳] این تحلیل این فرضیه را بررسی میکند که بازیگران خارجی، در درجه اول شرکت هند شرقی بریتانیا و شبکههای تأثیرگذار مرتبط، از روندهای اجتماعی-مذهبی داخلی – به ویژه ظهور ظاهرگرایی افراطی (اخباریگری) و باطنگرایی خرافی – برای فلج کردن رهبری صفوی و تسهیل گذار سلسلهای که به نفع منافع تجاری و سیاسی خارجی بود، سوءاستفاده و آن را تشدید کردند.[۴، ۵] این گزارش با بررسی تکامل مدل اداری صفوی، تغییر معرفتشناختی در فقه شیعه، نهادینه شدن علوم غریبه و نقش هیئتهای دیپلماتیک و تجاری اروپایی، چگونگی بیثباتی سیستماتیک ایران از طریق دستکاری چارچوبهای اصلی ایدئولوژیک و فکری آن را شرح میدهد.
زوال صفویه: از بسیج موعودگرایانه تا فلج بوروکراتیک
دوره صفویه (۱۵۰۱-۱۷۲۲) به عنوان یک جنبش مسیحایی آغاز شد که سرزمینهای پراکنده ایران را تحت یک اقتدار سیاسی و مذهبی واحد متحد کرد و آغاز تاریخ مدرن ایران را رقم زد.[۱، ۶] پادشاهان اولیه صفوی، مانند شاه اسماعیل اول، از ترکیبی از حمایت نظامی قبیلهای قزلباشها و مشروعیت مذهبی ناشی از جایگاه آنها به عنوان تجسم قدرت الهی یا مقدس استفاده میکردند.[۱، ۳] با این حال، تلاشهای متمرکز شاه عباس اول (حکومت ۱۵۸۷-۱۶۲۹) این پویایی را اساساً تغییر داد. عباس برای تثبیت قدرت، رهبران با نفوذ قزلباش را از بین برد و هسته نظامی قبیلهای را با یک ارتش دائمی از … جایگزین کرد.غلامان—گرجیها و چرکسها که فقط به تاج و تخت وفادار بودند.[۲، ۷] اگرچه این امر به طور موقت دولت را تقویت کرد، اما گذار بلندمدتی را از «جنگجویان سیار» به «سلاطین ساکن» آغاز کرد که زندگیهای منزویتری را در حرمسرای سلطنتی میگذراندند و از واقعیتهای اداری و نظامی قلمرو خود جدا بودند.[۱]
این انزوا خلائی از رهبری ایجاد کرد که توسط خواجههای دربار، زنان سلطنتی و طبقه رو به رشد روحانیون ارتدوکس پر شد.[۱، ۳] گذار به یک سلطنت ثابت منجر به کاهش هوشیاری نظامی و افزایش فساد و جناحبندی در میان محافل درباری شد.[۱] در زمان سلطنت شاه سلطان حسین (۱۶۹۴-۱۷۲۲)، دولت صفوی به یک «توده بیتمایز» از فسیلهای فکری و اداری تبدیل شده بود، جایی که تصمیمات به طور فزایندهای بر اساس جبرگرایی به جای محاسبات استراتژیک گرفته میشد.[۵] تبدیل زمینهای ایالتی به زمینهای سلطنتی (خسا) برای به حداکثر رساندن درآمد، این زوال را تشدید کرد، زیرا ناظران به جای سرمایهگذاری بلندمدت، بر استخراج کوتاهمدت تمرکز کردند و منجر به کاهش تولیدات کشاورزی و فقر دهقانان شد.[۱، ۷]
میراث ساختاری و گذارها: صفویه تا قاجاریه
| ویژگی | اوایل دوران صفوی | اواخر دوران صفوی | اوایل دوران قاجار |
| هسته نظامی | کنفدراسیون قبیله ای قزلباش.[۱، ۳] | ارتش دائمی غلامان؛ از دست دادن توان رزمی.[۷، ۸] | جنگجویان ترکمن و بردگان گرجی.[۹] |
| مدل پادشاهی | رهبر مسیحایی؛ جنگجوی سیار.[۱، ۷] | پادشاه ساکن؛ در قصر؛ منزوی.[۱] | بازآفرینی پادشاهی؛ سلطنت ایرانی-اسلامی.[۹] |
| پایه درآمد | نظام تیول (تیولها)؛ پیوند ارتش و درآمد.[۲] | خسا (اراضی سلطنتی)؛ مدل استخراجکننده مستقیم.[۱، ۷] | امتیازات به قدرتهای خارجی؛ مالیاتهای سنگین.[۱۰] |
| روابط خارجی | اتحادهای استراتژیک با اروپاییها علیه عثمانیها.[۲، ۱۱] | زوال استقلال دیپلماتیک؛ رشد BEIC.[4، ۱۲] | چالشهای عمده برای حاکمیت؛ دلالان قدرت بریتانیایی/روسی.[۹، ۱۰] |
| مبنای هویت | مهدویت رادیکال شیعه.[۱، ۱۳] | ظاهرگرایی جزمی (اخباریگرایی).[۵، ۱۴] | تعصبات سنتی مذهبی و ملی.[۱۵] |
اخباریگری: تخریب حکومت عقلانی
هسته اصلی فرضیه «خرابکاری ایدئولوژیک» در تغییر چشمگیر سنت فقهی شیعه در طول قرن هفدهم نهفته است. ظهور جنبش اخباری (سنتگرا)، به رهبری ملا محمد امین استرآبادی (متوفی ۱۶۲۶-۱۶۲۷)، رد منسجمی از … بود.روشعقلگرایی مکتبی و روششناسیاجتهاد(استدلال حقوقی مستقل).[۱۴، ۱۶] دیدگاه شکاکانه استرآبادی نسبت به معرفتشناسی مجتهدان، ناشی از این نگرانی بود که رویههای عقلگرایانه مورد استفاده برای استخراج احکام، بیش از حد تحت تأثیر روشهای اهل سنت قرار گرفته و در نتیجه رستگاری مؤمن را به خطر میاندازد.[۱۴] اخباریگرایی از یک تحتاللفظیگرایی خشک حمایت میکرد، که در آن تنها منابع مشروع احکام (روایات) در حالی که عقل بشری، اجماع و نقش فعال فقیه در جامعه را رد میکنند. [۱۶، ۱۷]
پیامدهای سیاسی این تغییر عمیق بود. مکتب اصولی به طور سنتی نقش فعالی را برای روحانیت به عنوان علمای حقوق مشروعیت بخشیده بود و مانعی بر قدرت سلطنتی و چارچوبی برای حکومت عقلانی فراهم میکرد.[۱۸] با سوق دادن جامعه به سوی جزماندیشی خشک، اخباریگری عملاً حیات فکری امپراتوری را «فسیل» کرد.[۵] این تحتاللفظیگرایی صرفاً یک تحول کلامی نبود؛ بلکه توسط دربار مورد استفاده قرار میگرفت و به طور بالقوه توسط منافع خارجی برای ادعای احکام الهی از طریق دستکاری روایات نامعتبر تشویق میشد.[۵] تحت تأثیر روحانیون قدرتمندی مانند محمدباقر مجلسی، دولت صفویه در اواخر عمر به سمت دورهای از عدم تحمل شدید، آزار و اذیت سنیها، یهودیان و زرتشتیان حرکت کرد که به نوبه خود باعث ایجاد «فتنه» داخلی شد که قدرتهای خارجی میتوانستند از آن بهرهبرداری کنند.[۵، ۱۲]
این تغییر جزمی همزمان با افزایش جبرگرایی بود. با کنار گذاشتن برنامهریزی عقلانی نظامی و اقتصادی به نفع اعتقاد به مشیت الهی، رهبری صفویه در پاسخ به بحرانهای فزاینده قرن هجدهم ناتوان شد.[۵] به عنوان مثال، سقوط پایتخت به دست افغانها در سال ۱۷۲۲ توسط بسیاری از درباریان نه به عنوان شکست سیاست یا آمادگی نظامی، بلکه به عنوان سرنوشتی الهی فراتر از مداخله انسان تفسیر شد.[۵] این فلج روانی و فکری، نشانه بارز «خرابکاری ایدئولوژیک» است، جایی که سیستم اعتقادی درونی یک دولت علیه بقای خود آن عمل میکند.
تعارض معرفتشناختی: ظاهرگرایی اخباری در مقابل عقلگرایی اصولی
| ابعاد | مدرسه اخباری (سنتی گرا) | مکتب اصولی (عقلگرا) |
| منبع قانون | اتکای انحصاری به روایات.[۱۶، ۱۷] | قرآن، سنت، عقل (ذهن) و اجماع (اجماع)..[۱۴، ۱۶] |
| روششناسی | تفسیر تحتاللفظی؛ رد منطق یونانی.[۱۴، ۱۷] | اجتهاد(استدلال مستقل)؛ منطق سیستماتیک.[۱۴، ۱۶] |
| نقش روحانی | ناقلان سنتها؛ نقش اجتماعی منفعل.[۱۷، ۱۸] | مجتهدان به عنوان مراجع قانونی؛ نقش فعال اجتماعی/سیاسی.[۱۸، ۱۹] |
| تأثیر سیاسی | تقدیرگرایی و اطاعت متعصبانه را تشویق میکند.[۵] | استقلال روحانیت و مقاومت منطقی را مشروعیت میبخشد.[۱۸، ۱۹] |
| بافت صفوی | در اواخر قرن هفدهم/اوایل قرن هجدهم رایج بود؛ مورد حمایت دربار.[۳، ۱۷] | مورد توجه علمای اوایل دوره صفوی؛ در اواخر قرن هجدهم احیا شد.[۱۸] |
باطنگرایی خرافی: نهادینه شدن فلج غیبی
مکمل ظهور ظاهرگرایی، «باطنگرایی خرافی» فراگیری بود که در اواخر دربار صفوی نفوذ کرد. علوم غریبه (علوم غریبه)—شامل طالع بینی، رمل شناسی، حروف نگاری (علم حروف) و رؤیابینی (علم رویا) – باورهای حاشیهای نبودند، بلکه فعالیتهای اصلی نخبگان علمی و حاکم بودند. [۲۰، ۲۱، ۲۲] غیبگرایان به عنوان متخصصان حرفهای در «هنر و علم رویا» مورد حمایت قرار میگرفتند.[۲۲]
شاه طهماسب اول از پیروان سرسخت رؤیاهای غیبی بود و رؤیاها را وسیله اصلی مورد علاقه خود برای برقراری ارتباط با امامان و دریافت هدایت الهی برای حکومت میدانست.[۲۲] این نهادینه شدن علوم غریبه، فرآیند تصمیمگیری را از قلمرو واقعیت مادی و محاسبات استراتژیک به یک «کیهانسالاری سلسله مراتبی» تغییر داد، جایی که اقدامات پادشاه توسط طالعبینی و محافظت طلسمگونه تعیین میشد.[۲۲] متفکران برجسته صفوی به تبدیل چارچوب مسیحایی ناپایدار دولت اولیه به یک «الگوی امپراتوری شیعه دوازده امامی پایدار» کمک کردند که با این وجود به شدت به عناصر جادویی وابسته بود.[۲۲]
فرضیه «مداخله قدرت نرم» نشان میدهد که بازیگران خارجی، این اشتغال ذهنی به جادو و پیشگویی را برای فلج کردن رهبری نظامی و سیاسی تشخیص داده و تشویق میکردند. در اواخر دوره صفویه، ناظران اروپایی با نگاهی تحقیرآمیز خاطرنشان میکردند که ایرانیان «به طالعبینان و دیگر پیشگویان وابسته بودند، همانطور که کودک به پرستار خود وابسته است».[۲۲] این وابستگی در طول محاصره اصفهان توسط افغانها عواقب فاجعهباری داشت، جایی که فرصتهای استراتژیک از دست رفت، زیرا دربار منتظر نشانههای طالعبینی مطلوب بود یا از پیشگویان راهنمایی مبتنی بر رویا میخواست.[۵] ترویج این شیوهها به «گمراه کردن» شکست دولت کمک کرد و نفوذ عوامل خارجی و خرابکاران داخلی را با دستکاری «مفسران» علوم غریبه بر سیاست دربار آسانتر ساخت.
باطنگراییِ سلاحگونه در دربار صفوی
| تمرین غیبی | مکانیسم تأثیر | کارکرد سیاسی نهادی |
| حروفچینی (علم حروف) | دستکاری «علم حروف» برای خلق طلسم (تلاسم)..[۲۰، ۲۲] | علم امپراتوری جهانی برای «شیعی کردن» ایران و محافظت در برابر تهاجم خارجی استفاده میشد.[۲۲] |
| طالع بینی (علم و اخبار) | محاسبه اجرام آسمانی برای تعیین زمانهای «خوشیمن».[۵، ۲۳] | زمان جنگها، مراسم سلطنتی را تعیین میکرد؛ در استراتژی مورد استفاده قرار میگرفت.[۵، ۲۲] |
| وان ایرومینسی (علم خواب) | تحلیل تفسیری رویاهای سلطنتی و روحانی.[۲۲] | وسیلهی اصلی و مورد علاقهی پادشاهان برای ارتباط؛ ایجاد تقدس سلطنتی.[۲۲] |
| ژئومنسی (پیشبینی آب و هوا) | استفاده از الگوهای شن/خاک برای پیشگویی امور نادیده (قلمرو نادیده ها)..[۲۱، ۲۲] | دفترچههای راهنما ماننددنیای ژئومنسیبرای پیشگویی و برندسازی دربار استفاده میشد.[۲۲] |
| جادوگری/کیمیاگری | «علوم پنهان» کاربردی (عالم خفیه)..[۵، ۲۰] | از طریق خانقاهها و شبکههای درویشان در هسته فرهنگ ایرانی ادغام شده است.[۵] |
کمپانی هند شرقی بریتانیا: قدرت نرم تجاری و براندازی
نقش شرکت هند شرقی بریتانیا (BEIC) در بیثبات کردن امپراتوری صفوی از طریق تلاشهای مداوم آن برای تسلط بر تجارت ایران و نفوذ بر مقامات درباری مستند شده است. BEIC پس از ورود به مدار اقتصادی ایران در سال ۱۶۱۷، خیلی زود خود را در رقابت شدیدی با شرکت هند شرقی هلند (VOC) یافت.[۲۴] برخلاف رقبای هلندی خود که بر سازمان و محصولات برتر تمرکز داشتند، بریتانیاییها اغلب به تاکتیکهای «قدرت نرم»، از جمله ایجاد ارتباط نزدیک با شبکههای اقلیتهای تأثیرگذار، به ویژه جامعه ارمنی اصفهان، متوسل میشدند.[۴]
ارتباط شرکت BEIC با ارامنه چیزی بیش از یک توافق تجاری بود؛ این یک “کودتای” استراتژیک بود که با هدف کسب دانش حرفهای بازار و معکوس کردن جریان تجارت از مسیرهای مدیترانه به کانالهای دریایی بریتانیا انجام شد.[۴] این تعامل با اقلیتها به BEIC اجازه داد تا کانالهای بوروکراتیک سنتی صفوی را دور بزند و نفوذ غیرمستقیمی بر سیاستهای دربار اعمال کند.[۴، ۵] تا پایان قرن هفدهم، کارمندان شرکت در ایران به طور فعال “وضعیت اسفناک” کشور را مستند میکردند و ناامنی، عدم تحمل و فساد آن را ذکر میکردند.[۴] این گزارشهای داخلی، اگرچه ظاهراً برای اهداف تجاری بودند، اما به عنوان اطلاعاتی برای منافع بریتانیا نیز عمل میکردند که به دنبال بهرهبرداری از “وضعیت متزلزل” دولت صفوی بودند.[۴]
نقاط عطف استراتژیک شرکت BEIC در ایران صفوی
| دوره | اقدام استراتژیک کلیدی | پیامد برای حاکمیت صفویان |
| ۱۶۱۷–۱۶۲۳ | قرارداد اولیه و تصرف هرمز از پرتغالیها.[۴، ۲۴] | بریتانیا را به عنوان یک قدرت نظامی و اقتصادی در خلیج فارس تثبیت کرد. |
| دهه ۱۶۳۰ میلادی | رشد تجارت محلی بین هند و ایران با کشتیهای BEIC.[4] | افزایش وابستگی اقتصادی به حمل و نقل خارجی و درآمد گمرکی. |
| اواسط دهه ۱۶۶۰ میلادی | تلاشهای متنوعسازی و بهبود جایگاه نمایندگی.[۴] | تقویت حضور بریتانیا در دوره ضعف حکومت مرکزی صفویه. |
| ۱۶۸۸ | ارتباط رسمی با جامعه ارمنی اصفهان.[۴] | یک شبکه اقتصادی سایه ایجاد کرد که از کنترل دولت صفوی خارج بود. |
| ۱۷۰۳–۱۷۰۴ | تأیید امتیازات توسط شاه سلطان حسین.[۴، ۲۴] | تثبیت موقعیت در حالی که قدرت شاه در «وضعیت متزلزلی» بود. |
فرقهسازی و «فتنه» قرن هجدهم
گذار از حکومت صفویه به قاجار با «فرقهگرایی» شدید یاتوطئه که اغلب توسط قدرتهای خارجی هماهنگ یا تشدید میشد. تغییر رویکرد دولت صفوی به سمت عدم تحمل تحت تأثیر اخباریگری منجر به آزار و اذیت گروههای قبیلهای سنی، به ویژه کردها و افغانهای غلجایی شد.[۱۲] این سرکوب داخلی بهانه مناسبی برای حمله افغانها در سال ۱۷۲۲ فراهم کرد که «ضربه مهلکی» به سلسله صفوی وارد کرد.[۱۲، ۱۸] دورههای بعدی هرج و مرج تحت سلطه افغانها و بعدها نادرشاه با فروپاشی اداری و رکود اقتصادی مشخص شد.[۷]
نادرشاه (حکومت ۱۷۳۶-۱۷۴۷) تلاش کرد تا این نزاع فرقهای را از طریق یک سیاست «همگرایی» حل کند و علمای شیعه را به مصالحههای کلامی وادار کند که اعمالی مانند لعن دو خلیفه اول را رد میکرد.[۱۲، ۱۸] اگرچه ظاهراً هدف این سیاست وحدت بود، اما برای تضعیف استقلال روحانیت و جلوگیری از مخالفت با لشکرکشیهای نظامی او نیز طراحی شده بود.[۱۸] این استراتژی «تفرقه بینداز و حکومت کن» توسط قدرتهای خارجی که پتانسیل تأثیرگذاری بر امور ایران را با جانبداری از جناحهای مختلف میدیدند، تقویت میشد.[۱۵] به عنوان مثال، امپراتوری عثمانی از «حکومت سنی عثمانی» در عراق برای ایجاد پایگاهی برای روحانیون محافظهکارتر اخباری که پس از فروپاشی صفویه از ایران گریخته بودند، استفاده کرد و بدین ترتیب اطمینان حاصل کرد که روحانیت ایران بین شهرهای زیارتی عراق و فلات ایران تقسیم شده باقی بماند.[۱۸]
در طول قرن هجدهم، نفوذ سیاسی شرکت هند شرقی بریتانیا به طرز چشمگیری افزایش یافت، زیرا سرزمینهایی را در هند «بلعید» و خلیج فارس را به عنوان «دریاچه بریتانیا» تثبیت کرد.[۱۲] این قدرت اقتصادی و نظامی رو به رشد روسیه و بریتانیا، سرزمینها و استقلال دیپلماتیک ایران را «تضعیف» کرد.[۱۲] رقابت بین شاهزادگان بر سر تاج و جانشینی در اواخر دوره زندیه و اوایل دوره قاجاریه توسط بریتانیا و روسیه به عنوان «ابزاری برای نفوذ بیشتر» در درون هیئت حاکمه قاجار مورد استفاده قرار گرفت.[۱۵]
ظهور سلسله قاجار: خرافات موروثی و «تاریخ پنهان»
سلسله قاجار (۱۷۸۹-۱۹۲۵) از دل جنگهای قبیلهای پس از فروپاشی صفویه ظهور کرد و مفهوم پادشاهی ایرانی را در حالی که با چالشهای مهمی از سوی امپراتوریهای بریتانیا و روسیه روبرو بود، از نو ابداع کرد.[۹] پادشاهان قاجار وارث فضایی از خرافات و ظاهرگرایی بودند که در اواخر دوران صفویه پرورش یافته بود. آقا محمدخان، بنیانگذار این سلسله، از بوروکراتهای سنتی ایرانی برای اداره دولت خود استفاده میکرد، اما دربار همچنان عمیقاً تحت تأثیر «مشاوران» خارجی بود که به دلالان واقعی قدرت تبدیل شدند.[۹]
یکی از چهرههای اصلی در این گذار، حاجی ابراهیم کلانتر، اولین نخستوزیر سلسله قاجار، بود که نقش او در سقوط سلسله زند و ظهور قاجارها همچنان موضوع تاریخنگاری «تجدیدنظرطلبانه» است.[۲۵، ۲۶] خانواده کلانتر، هاشمیه، اصالتاً تاجر بودند و قدرت قابل توجهی در شیراز داشتند.[۲۶] ناصرالدین شاه بعدها حاجی ابراهیم کلانتر را یهودیالاصل میدانست، نکتهای که مورخانی مانند عبدالله شهبازی آن را بررسی کردهاند تا «تاریخ پنهان» شبکههای یهودی و همسو با بریتانیا را که بر تغییر سلسله تأثیر میگذارند، نشان دهند.[۲۵، ۲۶، ۲۷] طبق این نظریههای تجدیدنظرطلبانه، ظهور و سقوط چهرههای سیاسی مختلف در این دوره بخشی از یک استراتژی گستردهتر «همسو با صهیونیستها» یا مجموعهای از «شبکههای دریایی» بود که به دنبال نصب حاکمان قابل کنترلتر در ایران بودند.[۲۵، ۲۷]
اگرچه این نظریهها مورد بحث هستند، اما واضح است که مشروعیت قاجار بر پایههای خرافی و تحتاللفظی اواخر حکومت صفوی بنا شده بود – یا حداقل آن را از بین نبرد. دوران قاجار با ادامه وضعیت اجتماعی-اقتصادی و حقوقی اقلیتها مطابق تعریف دوران صفوی، اما با افزایش «مداخله قدرتهای بزرگ خارجی و سازمانهای یهودی خارجی» مشخص میشد.[۲۵] فروش امتیازات اقتصادی به قدرتهای خارجی به یکی از ویژگیهای تعیینکننده حکومت قاجار تبدیل شد، که اغلب در ازای رشوههایی بود که «سبک زندگی مجلل» دربار را حفظ میکرد، رویهای که حاکمیت ایران را بیش از پیش تضعیف کرد و راه را برای انقلاب مشروطه ۱۹۰۵-۱۹۱۱ هموار ساخت.[۱۰]
تاریخنگاری تجدیدنظرطلبانه: شبکهها و تغییرات سلسلهای
| مورخ / مدرسه | روایت اصلی | ارتباط با گذار صفویه به قاجار |
| سنتی (مثلاً سر جان مالکوم) | بر شکست نظامی، هرج و مرج قبیلهای و بیثباتی «وحشیانه» تمرکز دارد.[۲۸، ۲۹] | ویژگیها به جای خرابکاریهای خارجی، به ضعف ذاتی کاهش مییابند. |
| مدرنیست/نقدی (مثلاً عباس امانت) | ریشههای مدرنیته ایرانی را از طریق مواجهه با اروپا و مبارزات اصلاحات داخلی ردیابی میکند. [۱۳، ۳۰] | تغییرات سلسلهای را نمادی از تحولات اجتماعی-اقتصادی و فرهنگی میداند. |
| مورخان علوم غریبه (مانند ملوین-کوشکی) | نقش محوری علوم غریبه را در مشروعیت و قدرت امپراتوری برجسته میکند.[۲۱، ۲۲] | استدلال میکند که رد علوم غریبه منجر به عدم درک تصمیمگیری صفویان میشود. |
| تجدیدنظرطلب (مثلاً عبدالله شهبازی) | «تاریخچههای مخفی» شبکههای یهودی/بریتانیایی و «قدرت نرم» دریایی را بررسی میکند.[۲۷] | چهرههایی مانند حاجی ابراهیم کلانتر را به عنوان عوامل تغییر سلسلهای با حمایت خارجی معرفی میکند. |
| کمونیست (مثلاً خوان کول) | بر تغییر جمعیتی و ایدئولوژیکی علما از ایران به عراق تمرکز دارد.[۱۸] | نزاع اخباری-اصولی را مستقیماً به بیثباتی سیاسی آن دوران مرتبط میداند. |
سفرنامههای اروپایی و مأموریتهای دیپلماتیک: نظارت بر قدرت نرم
مسافران و هیئتهای دیپلماتیک اروپایی نقش مهمی در «پرورش یا مستندسازی» تغییرات اجتماعی-مذهبی که منجر به زوال صفویه شد، ایفا کردند. مسافران اوایل قرن هفدهم مانند آنتونی شرلی در پی تأکید بر «وحدت و نزدیکی» بین انگلستان و ایران بودند و اغلب هویت مذهبی ایران را به عنوان هویتی بالقوه نزدیک به مسیحیت به تصویر میکشیدند تا اتحادهای ضد عثمانی را تسهیل کنند.[۳۱، ۳۲] خود شاه عباس اول آگاهانه از این «عشقهای ظاهری به مسیحیت» برای اهداف سیاسی سوءاستفاده میکرد و برای به دست آوردن تخصص نظامی اروپایی، در مقابل مبلغان مذهبی علامت صلیب میکشید.[۳۲]
با این حال، تا قرن نوزدهم، انگیزههای بازدیدکنندگان خارجی به سمت مأموریتهای «علمی و تجاری» تغییر یافت که اطلاعات لازم را برای مداخله «سراسربین و همهجانبه اروپایی» فراهم میکرد.[۳۳، ۳۴] این مأموریتها دانش تجربی را جمعآوری میکردند تا آنچه را که مشاهده میکردند، به صورت واقعبینانه به تصویر بکشند – با تمرکز بر «جنگهای داخلی» و «فضای خرافات» که مشخصه دربار قاجار بود.[۳۳، ۳۴] یافتههای این مأموریتها به غرب این درک را داد که ایران «آنقدرها هم که سفرنامههای قبلی گفته بودند، توسعهیافته نیست» و این توجیهی برای فروش امتیازات و استقرار دلالان قدرت خارجی در دربار بود.[۱۰، ۳۳]
امتناع صفویان از تأسیس سفارتخانههای دائمی در خارج از کشور اغلب توسط اروپاییان به عنوان «انزواطلبی مسلمانان» تعبیر میشد، اما در واقع، این یک انتخاب استراتژیک بود که «فرستادگان فوقالعاده» فقط در صورت لزوم اعزام شوند.[۳۵] این ماهیت موقت دیپلماسی صفوی، دولت را در برابر «اطلاعات بهروز» جمعآوریشده توسط سفارتخانههای اروپایی مقیم در کشورهای رقیب آسیبپذیر میکرد.[۳۵] «سخاوت و شکوه» دربار صفوی در پذیرش بازدیدکنندگان خارجی نیز به یک بار مالی تبدیل شد، زیرا از پول عمومی برای پوشش تمام هزینهها و تدارکات فرستادگان خارجی استفاده میشد و در دورههای رکود اقتصادی، خزانه را بیشتر تخلیه میکرد.[۳۵]
منابع اصلی دیپلماتیک و اطلاعاتی اروپا (قرن ۱۷ تا ۱۸)
| مسافر / دیپلمات | مبدا | تمرکز مشاهدات | نقش استراتژیک [۳۱، ۳۳، ۳۴، ۳۵] |
| آنتونی شرلی | انگلستان | دولت پارس و قدرت نظامی آن. | به دنبال «ساختارهای متناسب» برای اتحاد ضد عثمانی بود. |
| پیتر دره | ایتالیا | ماهیت موردی دیپلماسی صفوی؛ آداب و رسوم اجتماعی | فقدان سفارتخانههای مقیم را به عنوان یک آسیبپذیری مستند کرد. |
| ژان شاردن | فرانسه | وابستگی نخبگان صفوی به فالگیران و منجمان. | نقد اولیهای بر «فلج شدن از طریق علوم غریبه» ارائه داد. |
| گیوم-آنتوان اولیویه | فرانسه | جنگهای داخلی؛ مطالعهی مردم و مواد. | ماموریت علمی و تجاری برای ارزیابی نقاط ضعف مادی. |
| پدر لویی بازین | فرانسه | سلطنت نادرشاه؛ مشاهدات پزشک دربار. | روایتهای مبلغان مذهبی که منابع تاریخی فارسی را تکمیل میکردند. |
نتیجهگیری: خرابکاری ایدئولوژیک به عنوان یک الگوی بیثباتسازی
تحلیل گذار صفویه به قاجار از دریچهی تخریب ایدئولوژیک و مداخلهی قدرت نرم نشان میدهد که زوال دولت صفوی فرآیندی چندوجهی بود که در آن بازیگران خارجی از روندهای اجتماعی و مذهبی داخلی موجود بهرهبرداری کردند. ترویج ظاهرگرایی افراطی (اخباری گری) به طور مؤثر ساختارهای حقوقی و سیاسی عقلگرایانهی امپراتوری را تخریب کرد و آنها را با یک دگماتیسم جبرگرایانه جایگزین کرد که قادر به پرداختن به بحرانهای نظامی و اقتصادی نبود.[۵، ۱۴] همزمان، نهادینه شدن باطنگرایی خرافی، عامل استراتژیک دربار را فلج کرد و بقای دولت را به تفسیر خوابها و نشانههای طالعبینی وابسته ساخت.[۲۲]
شرکت هند شرقی بریتانیا و شبکههای مرتبط با آن به عنوان «پیشگام تجاری» این مداخله عمل کردند و با استفاده از ارتباطات اقلیتها و «تولید فرقهای» حاکمیت صفوی را از درون تهی کردند.[۴] ظهور سلسله قاجار این فضای تحتاللفظی و خرافات را به ارث برد و نفوذ دلالان قدرت و «مشاوران» خارجی را در قلب ایران بیشتر تثبیت کرد.[۹، ۱۵] چهرههایی مانند حاجی ابراهیم کلانتر نمایانگر «مصلحت ماکیاولیستی» دورانی بودند که در آن تغییرات سلسلهای به طور فزایندهای تحت تأثیر شبکههای پنهان قدرت و «قدرت نرم» دریایی قرار میگرفت.[۲۵، ۲۶]
در نهایت، سقوط اصفهان در سال ۱۷۲۲ و ظهور تهران در سال ۱۷۹۶ رویدادهای جداگانهای نبودند، بلکه فصلهایی از یک حماسه ژئوپلیتیکی گستردهتر بودند که در آن «اصطکاک ایدئولوژیک» و «سلطه خارجی» به اندازه قدرت نظامی نقش داشتند.[۱۰، ۱۲] میراث این دوره – که با سیاسی شدن طبقه روحانی و فروش امتیازات اقتصادی مشخص میشود – در طول تاریخ مدرن ایران ماندگار شد و آرمانهای مشروطه و جنبشهای انقلابی قرن بیستم را شکل داد.[۱۰] بنابراین، فرضیه «دستکاری خارجی» چارچوبی حیاتی برای درک چگونگی فرسایش تحقیق منطقی و پذیرش باطنگرایی جزمی فراهم میکند که میتواند یک کشور را در برابر طرحهای «قدرت نرم» بازیگران جهانی آسیبپذیر کند.
منابع
- امپراتوری: صفوی و قاجار –
۲. امپراتوری صفوی (مقاله) – آکادمی خان،
۳. مردان بزرگ‹، ›افول‹ و امپراتوری: مطالعات صفوی و راهی به جلو؟ – جهانهای قرون وسطی،
https://www.medievalworlds.net/0xc1aa5572%200x0032965c.pdf
۴. کمپانی هند شرقی (بریتانیا) ۱. دوره صفویه – دانشنامه ایرانیکا،
https://www.iranicaonline.org/articles/east-india-company-british-i-the-safavid-period/
۵. عوامل فرهنگی مؤثر بر گسترش خرافات در دوران صفویه …
https://ajouronline.com/index.php/AJHSS/article/view/5136/2682
۶. فهرست پادشاهان ایران – ویکیپدیا،
https://en.wikipedia.org/wiki/List_of_monarchs_of_Iran
- اداره در ایران vi. دوره های صفوی، زند و قاجار – دانشنامه ایرانا،
- https://www.iranicaonline.org/articles/administration-vi-safavid/
۸. زوال و سقوط امپراتوری صفوی – یوتیوب،
https://www.youtube.com/watch?v=jEA05SvtL18
۹. ایران قاجار – ویکیپدیا،
https://en.wikipedia.org/wiki/Qajar_Iran
۱۰. سیر تکامل ایران مدرن: از سلسله قاجار در سال ۱۷۹۶ تا کودتای ۱۹۵۳
۱۱. صفویان در منابع ونیزی و اروپایی – کتابخانه OAPEN،
https://library.oapen.org/handle/20.500.12657/109905
۱۲. تحولات سیاسی قرن هجدهم و تأثیر آنها بر تشیع – مجموعه کتابهای الکترونیکی انتشارات UC،
۱۳. ایران – تاریخ مدرن عباس امانت – دیکی ریکی،
http://dickyricky.com/books/history/Iran%20-%20A%20Modern%20History%20-%20Abbas%20Amanat.pdf
۱۴. فقه شیعه، تسنن و اندیشه اخباری محمد امین استرآبادی (متوفی ۱۶۲۶-۱۶۲۷) | مجله بینالمللی مطالعات خاورمیانه،
۱۵. بررسی تحولات اجتماعی-سیاسی و اقتصادی در حکومت قاجار،
https://www.sciencepublishinggroup.com/article/10.11648/j.history.20251301.17
۱۶. تحلیلی بر ظهور و افول اخباریان،
https://hii.alzahra.ac.ir/article_3590.html?lang=fa
۱۷. بررسی ماهیت اختلاف سیاسی بین اخباریون و ولایت فقیه،
۱۸. روحانیون شیعه در عراق و ایران، ۱۷۲۲-۱۷۸۰: بازنگری در منازعه اخباری-اصولی
https://bahai-library.com/pdf/c/cole_clerics_iraq_iran.pdf
۱۹. تشیع اصولی: ظهور یک جنبش اصلاح اسلامی در اوایل دوران مدرن عراق و
https://bahai-library.com/pdf/h/heern_usuli_shiism-hidden.pdf
۲۰. علوم غریبه در فرهنگهای اسلامی پیشامدرن | PDF – Scribd،
https://www.scribd.com/document/738535919/Occult-sciences-in-premodern-Islamic-cultures
۲۱. متیو ملوین-کوشکی. «علوم غریبه در ایران صفوی و دانشمندان علوم غریبه صفوی در خارج از کشور» – مجلات OpenEdition،
https://journals.openedition.org/abstractairanica/55222?lang=en
۲۲. (PDF) علوم غریبه در ایران صفوی و علوم غریبه صفوی …
۲۳. علوم غریبه در فرهنگهای اسلامی پیشامدرن،
۲۴. عوامل مؤثر بر روابط کمپانی هند شرقی بریتانیا با صفویان در دوران سلطنت شاه سلطان حسین،
https://www.hfrjournal.ir/article_192511.html?lang=fa
- جوامع یهودی-فارسی در مقابل دوره قاجار (۱ …,
https://www.iranicaonline.org/articles/judeo-persian-communities-v-qajar-period/
- ابراهیم کلانتر در شیراز – دایره المعارف ایرانیکا،
https://www.iranicaonline.org/articles/ebrahim-kalantar-sirazi/
۲۷. عبدالله شهبازی: ظهور و سقوط یک یهودستیز حرفهای،
https://iranwire.com/fa/religious-minorities/71114/
- تاریخ ادبی ایران – کتابخانه آنلاین بهائی،
https://bahai-library.com/pdf/b/browne_literary_history_persia_4.pdf
۲۹. ایران: بینشهای باستانی و مدرن | PDF | اسکندر کبیر – Scribd،
https://www.scribd.com/document/221517268/Persia-Ancient-and-Modern-John-Piggot-1874
۳۰. ایران: تاریخ مدرن ۹۷۸۰۳۰۰۲۳۱۴۶۵ – انتشارات DOKUMEN
https://dokumen.pub/iran-a-modern-history-9780300231465.html
۳۱. «تو پادشاهی باشکوه، تو سردار امپراتوریها»: ایران در سفرنامههای قرن هفدهم – CentAUR،
https://centaur.reading.ac.uk/22127/1/Chlo%C3%AB_Houston_-_STW_FINAL.pdf
۳۲. جاسوسان اروپایی شاه عباس – سفارت مخفی – موسسه تحقیقات باکو،
https://bakuresearchinstitute.org/en/shah-abbas-european-spies-the-secret-embassy/
۳۳. فرانسه ۸. سفرنامههای قرنهای ۱۸ تا ۲۰ – دانشنامه ایرانیکا،
https://www.iranicaonline.org/articles/france-viii-travelogues-of-the-18th-20th-centuries/
۳۴. ایران صفوی از نگاه مسافران اروپایی | هاروارد دش،
https://dash.harvard.edu/bitstreams/e93c1211-fc4c-4497-ae4a-eed1d7a05daf/download
- ماهیت دیپلماسی صفوی – Ca’ Foscari Edizioni،

