شناخت تحجر در منظومه فکری رهبری

شناخت تحجر در منظومه فکری رهبر انقلاب

بخش اول: روش‌شناسی و ضرورت کالبدشکافی تحجر

۱-۱. متدولوژی تحقیق؛ فراتر از یک تحلیل گذرا

نوشتار پیش رو، محصول یک مطالعه کتابخانه‌ای ساده نیست؛ بلکه حاصل استخراج، دسته‌بندی و تحلیل منظومه‌وار تمامی بیانات، پیام‌ها و مکتوبات حضرت آیت‌الله خامنه‌ای است که در پایگاه اطلاع‌رسانی KHAMENEI.IR با کلیدواژگانی نظیر «تحجر»، «جمود فکری»، «واپس‌گرایی» و «خشک‌مغزی» نمایه شده‌اند.

در این پژوهش، تلاش شده است تا قطعات پراکنده این پازل فکری از میان سخنرانی‌های دهه ۶۰ تا بیانات راهبردی سال‌های اخیر (۱۴۰۰ تا ۱۴۰۲) در کنار هم قرار گیرد.

هدف از این روش‌شناسی، دستیابی به یک «نقشه راه جامع» است تا مشخص شود که برخورد رهبری با پدیده تحجر، نه یک واکنش مقطعی، بلکه یک «استراتژی بنیادین» در صیانت از اسلام ناب است.

۱-۲. تحجر؛ پاشنه آشیل حرکت‌های اصلاحی

چرا رهبر انقلاب تحجر را خطری هم‌تراز با استکبار جهانی می‌دانند؟ پاسخ در ماهیت این ویروس نهفته است.

تحجر، «نفوذ از درون» است؛ ویروسی که دژ ایدئولوژیک را از درون می‌پوساند. بر اساس اسناد «تحجر در کلام رهبری»، ایشان بارها تأکید کرده‌اند که انقلاب اسلامی شاخص‌هایی دارد که دنیا را تکان داده است (مانند ایستادگی در برابر ظلم و باج ندادن)؛ اما جریان تحجر با «واپس‌گرایی»، سعی در کمرنگ کردن این شاخص‌ها و بی‌انگیزه کردن نسل جوان دارد.

در واقع، تحجر صرفاً یک «کژتابی ذهنی» نیست؛ بلکه یک «حفره امنیتی» است که به دشمن اجازه می‌دهد تا «اسلام آمریکایی» را در قالب «مقدس‌مآبی» به جامعه تزریق کند.


بخش دوم: ترمینولوژی تحجر؛ کالبدشکافی مفهوم

۲-۱. تعریف ماهوی: از «ایستایی» تا «ناآگاهی»

در منظومه فکری رهبر انقلاب، تحجر صرفاً یک صفت اخلاقی نیست، بلکه یک «کژتابی معرفتی» است. ایشان تحجر را به معنای «ایستایی فکری» و «عدم درک نیاز زمان» تعریف می‌کنند. بر اساس اسناد بررسی شده، تحجر در مقابل «نواندیشی ضابطه‌مند» قرار می‌گیرد.

  • تحجر یعنی: تمسک به «پوسته» و ظاهر یک حکم یا سنت و انجماد بر روی آن، بدون درک «روح» و فلسفه آن در ظرف زمان حاضر.

  • تحجر یعنی: ترس از پرسش و فرار از مواجهه عقلانی با پدیده‌های نوظهور که منجر به عقب‌ماندگی از شتاب دنیای مدرن می‌شود.

۲-۲. لخته خون در رگ‌های حکمرانی

یکی از دقیق‌ترین تعابیری که در تحلیل‌های راهبردی (مبتنی بر بیانات ایشان) به کار رفته، توصیف تحجر به مثابه یک «لخته خون» در سیستم است.

همان‌طور که لخته خون مانع از رسیدن اکسیژن به اعضا شده و منجر به سکته می‌شود، تحجر نیز با مقاومت در برابر نوآوری و اصرار بر روش‌های ناکارآمد قدیمی، منجر به «سکته مدیریتی» در بدنه نظام می‌شود.

ایشان معتقدند وقتی یک مسئول حاکمتی بخواهد با «نقشه‌ای قدیمی» در «ترافیک پرشتاب و مدرن» امروز رانندگی کند، کل سیستم دچار اختلال شده و این ناکارآمدی، مردم را از اصلِ «حقیقت دین» ناامید می‌کند.

۲-۳. تمایز حیاتی: ثبات در اصول، نه جمود در روش

رهبر انقلاب مرز ظریفی میان «اصول‌گرایی» و «تحجر» ترسیم می‌کنند که درک آن  ضروری است:

  • اصول (مانند عدالت، استکبارستیزی و توحید): این‌ها ثابت، همیشگی و تغییرناپذیرند. پافشاری بر این‌ها عینِ فضیلت است.

  • قالب‌ها و روش‌های اجرایی: این‌ها ابزار هستند و باید متناسب با پیشرفت علم و تغییرات اجتماعی، مدام «نوسازی» و «به‌روزرسانی» شوند.

تحجر دقیقاً جایی رخ می‌دهد که فرد «روش‌های منسوخ گذشته» را با «اصول مقدس» اشتباه می‌گیرد و هرگونه تغییر در ابزار یا روش را به اشتباه، «انحراف از دین» قلمداد می‌کند.


بخش سوم: تبارشناسی تاریخی؛ از خوارج تا انزوای مقدس

در منظومه فکری حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، تحجر یک پدیده نوظهور نیست، بلکه یک «جریان تاریخی مستمر» است که در هر عصر با چهره‌ای متفاوت بازتولید می‌شود. ایشان برای تبیین خطر این جریان، به سه سرفصل تاریخی و معاصر استناد می‌کنند:

۳-۱. خوارج؛ نماد عبادتِ بصیرت‌ستیز

بارزترین مصداق تاریخی تحجر در بیانات رهبری، جریان «خوارج» است. ایشان در واکاوی این پرونده تاریخی بر چند نکته کلیدی تأکید دارند:

  • ظاهر فریبنده: خوارج کسانی بودند که پیشانی‌شان از کثرت سجده پینه بسته بود و قرآن را با صدای خوش می‌خواندند.

  • خطای راهبردی: آن‌ها نمونه بارز کسانی هستند که به «پوسته دین» (نماز و تلاوت) چسبیدند اما «روح دین» یعنی ولایت و بصیرت را گم کردند.

  • خطر برای جبهه حق: رهبری هشدار می‌دهند که همین «جمود»، آن‌ها را در برابر امامِ حق (امیرالمؤمنین) قرار داد؛ چراکه قدرت تشخیص مصلحت بزرگتر و فهمِ نقشه‌های پیچیده دشمن (قرآن بر سر نیزه کردن) را نداشتند.

۳-۲. روحانی‌نماهای مقدس‌مآب؛ جاده‌صاف‌کن‌های استعمار

رهبر انقلاب با استناد به سیره امام خمینی (ره)، بر جریانی در حوزه‌های علمیه انگشت می‌گذارند که با شعار «جدایی دین از سیاست»، بزرگترین ضربه‌ها را به پیکره اسلام وارد کردند. بر اساس بیانات ایشان:

  • این گروه معتقد بودند روحانیت باید فقط در مسجد و مدرسه بماند و هرگونه مبارزه با ظلم را «منافی با قداست» می‌دانستند.

  • تحلیل رهبری: ایشان این نوع تحجر را «اسلام آمریکایی» می‌نامند؛ چراکه با انزواطلبی خود، فضا را برای تاخت‌وتاز استکبار فراهم می‌کنند. ایشان بارها بر این جمله امام (ره) تأکید کرده‌اند که: «خون‌دلی که پدر پیرتان از این دسته متحجر خورده است، از هیچ‌کس دیگر نخورده.»

۳-۳. انجمن حجتیه؛ مدل‌واره‌ای از تحجر تشکیلاتی

یکی از مصادیق معاصر تحجر که در اسناد «تحجر در کدگشا» نیز به آن پرداخته شده، جریان‌هایی نظیر انجمن حجتیه هستند. رهبر انقلاب با نگاهی نقادانه، این جریان را از این جهت متحجر می‌دانند که:

  • با برداشتی غلط از مفهوم انتظار، قائل به تعطیلی وظایف اجتماعی و سیاسی در عصر غیبت بودند.

  • این «انجماد بر یک برداشت ناصواب»، باعث شد تا در حساس‌ترین لحظات تاریخ ایران (دوران مبارزه با طاغوت)، نه تنها همراه مردم نباشند، بلکه گاهی در تقابل با نهضت اسلامی قرار گیرند.


بخش چهارم: تحجر مدرن؛ نقاب‌های نو بر چهره‌ای کهنه

یکی از نوآوری‌های تحلیلی رهبر انقلاب در تبیین این پدیده، فرارفتن از لایه‌های سنتی و شناسایی نوعی «تحجر مدرن» است. ایشان معتقدند تحجر صرفاً در پوشش «مقدس‌مآبی» ظاهر نمی‌شود، بلکه می‌تواند در قلب ساختارهای مدیریتی و روشنفکری نیز رسوخ کند.

۴-۱. تحجر یقه سفید؛ انجماد در ساختار مدیریتی

جریانی در بدنه حاکمیت وجود دارد که رهبری از آن به عنوان مانعی برای پیشرفت یاد می‌کنند. ویژگی‌های این نوع تحجر عبارتند از:

  • مقاومت در برابر نوآوری: مدیری که در برابر هر نوع تحول در روش‌های اجرایی و علمی مقاومت می‌کند، تنها به این دلیل که «همیشه همین‌طور بوده است».

  • بروکراسی فرسوده: اصرار بر ساختارهای اداری منسوخی که متعلق به دهه‌های گذشته است و هیچ تناسبی با سرعت تغییرات جهان امروز ندارد.

  • نتیجه: این نوع تحجر، منجر به «ناکارآمدی سیستم» شده و باعث می‌شود مردم نسبت به توانایی دین و نظام در حل مشکلات اجرایی بدبین شوند.

۴-۲. تحجر روشنفکری؛ اسارت در چنگال تئوری‌های منسوخ غرب

رهبر انقلاب در بیانات خود (به‌ویژه در دیدار با دانشجویان)، نوع دیگری از تحجر را افشا می‌کنند که در میان مدعیان نواندیشی دیده می‌شود:

  • جمود بر فرضیات غربی: کسانی که کورکورانه به تئوری‌های صد سال پیش غرب چسبیده‌اند و هرگونه اندیشه بومی یا نوآوریِ خارج از آن چهارچوب را انکار می‌کنند.

  • واپس‌گرایی مدرن: ایشان تأکید دارند که «بازگشت به شاخص‌های غربی» و «تقلید محض»، خود نوعی واپس‌گرایی است؛ چرا که قدرتِ تحلیل واقعیت‌های عینیِ جامعه ایران را از فرد سلب کرده و او را در بن‌بست‌های فکریِ وارداتی منجمد می‌کند.

۴-۳. تحجر به مثابه یک «حفره امنیتی» شناختی

در تحلیل‌های راهبردی رهبری، تحجر مدرن به عنوان یک پاشنه آشیل معرفی می‌شود.

  • وقتی جامعه در لایه‌های نخبگانی یا مدیریتی دچار تحجر شود، قدرت «رصد دشمن» را از دست می‌دهد.

  • تحجر باعث می‌شود ما سلاح‌های کهنه را برای جنگ‌های نوین (جنگ نرم و شناختی) به کار بگیریم که نتیجه‌ای جز شکست در پی نخواهد داشت.


بخش پنجم: پیوند تحجر و سکولاریسم؛ دو روی سکه اسلام آمریکایی

در تحلیل‌های راهبردی رهبر انقلاب، تحجر و سکولاریسم برخلاف ظاهر متضادشان، در یک نقطه به هم می‌رسند و آن «بی‌اثر کردن دین در متن جامعه» است. ایشان این هم‌سویی را ذیل مفهوم «اسلام آمریکایی» تبیین می‌کنند:

۵-۱. جاده‌صاف‌کنی تحجر برای سکولاریسم

رهبری معتقدند تحجر با ارائه چهره‌ای خشک، غیرعقلانی و ناکارآمد از دین، بهترین هدیه را به سکولارها می‌دهد.

  • زمانی که دین به واسطه جمود متحجرین، از حل مسائل مستحدثه (نوپدید) باز می‌ماند، این پیام به جامعه مخابره می‌شود که «دین توان اداره زندگی را ندارد».

  • نتیجه: این بن‌بستِ ساختگی، جامعه را به سمت نسخه‌های سکولار و غربی سوق می‌دهد. در واقع، تحجر با دستان خود، تدفین دین در اجتماع را رقم می‌زند.

۵-۲. اشتراک در «جدایی دین از سیاست»

بر اساس بیانات ایشان (به‌ویژه در سالگرد رحلت امام)، هر دو جریان تحجر و سکولاریسم در یک اصل مشترک‌اند:

  • سکولاریسم می‌گوید: دین «نباید» در سیاست دخالت کند.

  • تحجر می‌گوید: دین «قداستش بالاتر از آن است» که در سیاست (که آن را آلوده می‌پندارد) دخالت کند.

  • تحلیل رهبری: هر دو دیدگاه، خروجی یکسانی دارند و آن «خلع سلاح کردن دین» و سپردن عرصه قدرت به مستکبران است.

۵-۳. مطلوبیت اسلام متحجر برای استکبار جهانی

در منظومه فکری رهبری، دشمن از «اسلامِ پرتحرک و مجاهد» می‌ترسد، نه از «اسلامِ منجمد».

  • ایشان تأکید دارند که استکبار جهانی از ترویج قشرگرایی و تحجر در جوامع اسلامی حمایت می‌کند؛ زیرا فرد متحجر سرگرمِ حواشی و ظواهر است و کاری به «منافع کلان استکبار» و «غارت منابع ملی» ندارد.

  • از این منظر، تحجر نوعی «تخدیر مذهبی» است که مانع از شکل‌گیری بصیرت سیاسی و استکبارستیزی واقعی می‌شود.


بخش ششم: شاخص‌های اسلام ناب؛ پادزهر ویروس انجماد

در منظومه فکری رهبر انقلاب، مبارزه با تحجر تنها با شعار ممکن نیست؛ بلکه نیازمند جایگزینی یک «نرم‌افزار فکری» دقیق به نام اسلام ناب محمدی (ص) است. بر اساس اسناد بررسی شده در سایت Khamenei.ir، شاخص‌های این تفکر در تقابل با تحجر به شرح زیر است:

۶-۱. فقه حکومتی؛ عبور از نگاه فردی به اداره جامعه

یکی از کلیدی‌ترین پادزهرهای تحجر، نگاه حکومتی به فقه است. رهبری تأکید دارند که:

  • متحجر، فقه را تنها در دایره «طهارت و نجاست فردی» می‌بیند و از ظرفیت عظیم دین برای اداره نظام عاجز است.

  • در مقابل، اسلام ناب مدعی است که فقه، تئوری واقعی و کامل اداره انسان از گهواره تا گور است. تحجر زمانی شکسته می‌شود که فقیه و عالم دینی، پاسخ‌های کارآمد برای مسائل اقتصاد، سیاست و روابط بین‌الملل استخراج کنند.

۶-۲. عقلانیت و نواندیشی ضابطه‌مند

رهبر انقلاب برخلاف جریانات التقاطی که عقل را جایگزین وحی می‌کنند، یا جریانات متحجر که عقل را تعطیل می‌کنند، بر «عقلانیتِ معنویت‌گرا» تأکید دارند:

  • ایشان نواندیشی را یک «فریضه» می‌دانند، اما با این شرط که از چهارچوب و ضوابط استنباط دینی خارج نشود.

  • شاخص کلیدی: اسلام ناب یعنی قدرتِ تطبیقِ اصولِ تغییرناپذیر الهی با نیازهای متغیر هر زمان. این همان چیزی است که شهید بهشتی نیز بر آن پافشاری می‌کرد: «اسلام، مکتب شدن است، نه فقط ماندن در گذشته.»

۶-۳. آزادی اسلامی؛ رهایی از اسارت جمود

رهبری یکی از ابعاد مهم آزادی را رها شدن از اسارت تحجر، جمود و تعصبات بی‌مورد می‌دانند:

  • ایشان معتقدند انسانی که در بند تحجر است، نمی‌تواند طعم آزادی واقعی را بچشد؛ چرا که ذهن او در زندانِ عادت‌های دیروز و قالب‌های منسوخ حبس شده است.

  • آزادی اسلامی یعنی داشتنِ آن‌چنان شجاعت فکری که فرد بتواند میان «ارزش‌های اصیل» و «پوسته‌های تشریفاتی» تفکیک قائل شود و برای حفظ ارزش‌ها، پوسته‌های کهنه را بشکند.


بخش هفتم: وکیل‌مدافع شیطان؛ آیا «من» هم متحجرم؟

در این بخش، بر اساس نگاه عمیق رهبر انقلاب به مقوله «انسان‌سازی» و مبارزه با نفس، بحث از یک لایه سیاسی-اجتماعی به یک لایه «روان‌شناختی» و «فردی» منتقل می‌شود. تحجر صرفاً متعلق به دیگران یا گروه‌های خاص تاریخی نیست؛ بلکه یک مکانیسم دفاعی غلط در مغز هر انسان است.

۷-۱. تحجر به مثابه پناهگاه ذهنی

رهبر انقلاب در بیانات رمضانی خود (مانند دیدار سال ۱۴۰۲) تأکید دارند که تحجر، نوعی «اسارت» است. چرا انسان به اسارت تن می‌دهد؟ چون تحجر برای ذهن، «راحتی» می‌آورد.

  • فرد متحجر نیازی به فکر کردن، تحلیل کردن و مواجهه با پدیده‌های جدید ندارد. او خود را در حصاری از «عادت‌های ذهنی» زندانی می‌کند تا از اضطرابِ تغییر در امان بماند.

  • ایشان هشدار می‌دهند که هرگاه ما در برابر یک «حقِ جدید» یا یک «روشِ کارآمدتر» صرفاً به دلیل اینکه با «سنت‌های شخصی یا خانوادگی» ما متفاوت است مقاومت کنیم، در حال بازتولید ویروس تحجر در درون خود هستیم.

۷-۲. آزمونِ بصیرت؛ خروج از پیله تعصب

برای اینکه بفهمیم دچار تحجر شده‌ایم یا خیر، باید این سه پرسش را از خود بپرسیم:

۱. آیا من «روش» را با «اصل» اشتباه گرفته‌ام؟ (مثلاً اگر روشِ کار رسانه‌ای تغییر کند، آن را به معنای تغییر در آرمان‌های انقلاب می‌بینم؟)

۲. آیا من نسبت به شنیدن حرف نو گارد دارم؟ رهبری بارها بر «کرسی‌های آزاداندیشی» تأکید کرده‌اند؛ تحجر فردی یعنی بستن گوش بر روی هر تحلیلی که چهارچوب‌های ذهنی ما را به چالش می‌کشد.

۳. آیا من دچار «تقدس‌مآبی» هستم؟ یعنی به جای حل مسئله، پشت کلمات مقدس پناه می‌گیرم تا ناتوانی خود در فهم دنیای جدید را پنهان کنم؟

۷-۳. خطر «مقدس‌سازی» عادت‌ها

رهبری معتقدند بزرگترین فریب شیطان برای افراد مذهبی، مقدس جلوه دادن «عادت‌ها» است. فرد متحجر، سلیقه شخصی خود در دینداری را عینِ «شریعت» می‌پندارد و هر کسی که متفاوت از او عمل کند را متهم به بی‌دینی می‌کند. این همان نقطه‌ای است که «خودخواهی» در لباس «دینداری» ظاهر شده و منجر به فراری دادن نسل جوان از معنویت می‌شود.


بخش هشتم: جمع‌بندی؛ اسلام به مثابه مکتب «شدن»

واکاوی منظومه فکری رهبر انقلاب نشان می‌دهد که مبارزه با تحجر، نه یک نزاع سیاسیِ گذرا، بلکه نبردی هویتی برای حفظ کارآمدی دین در عصر جدید است. در پایان این نوشتار جامع، می‌توان نتایج راهبردی زیر را استخراج کرد:

۸-۱. پویایی؛ شرط بقای تمدن اسلامی

تمدن اسلامی تنها در صورتی شکل می‌گیرد که میان «ریشه‌های ثابت» و «شاخه‌های نو» پیوندی زنده برقرار باشد. تحجر با قطع کردن پیوند دین با واقعیت‌های روز، اسلام را به یک «اثر موزه‌ای» تبدیل می‌کند؛ در حالی که اسلام ناب، دینی برای «صحنه زندگی» و «اداره جهان» است.

۸-۲. رسالت نخبگان و جوانان

رهبری در دیدار رمضانی سال ۱۴۰۲، وظیفه عبور از تحجر را مستقیماً بر عهده نسل جوان و دانشجو گذاشتند. ایشان تأکید دارند که:

  • نخبگان باید با مطالعه عمیق، مرز میان «سنت‌های الهی» و «عادت‌های بشری» را بازشناسی کنند.

  • شکستن بن‌بست‌های مدیریتی و ساختاری که ناشی از تحجر یقه سفیدهاست، جز با «جوان‌گرایی اندیشه‌ای» و «شجاعت در نوآوری» ممکن نخواهد بود.

۸-۳. سخن آخر: اسلام، حرکت دائم است

تحجر می‌خواهد ما را در ایستگاه‌های گذشته متوقف کند، اما اسلامِ انقلاب اسلامی، یک «حرکت مستمر» به سوی قله‌های ظهور و تمدن است. به تعبیر شهید بهشتی که همسو با نگاه رهبری است، ما نباید اجازه دهیم دین به بن‌بست برسد؛ چرا که اسلام، مکتب «شدن» است، نه «ماندن». برای پیروزی در این نبرد، باید هر روز نرم‌افزار فکری خود را با قرآن و عقلانیت به‌روزرسانی کنیم تا در غبار جمود، راه را گم نکنیم.

دسته بندی: تحجر برچسب ها:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *