نقش کمپانی هند شرقی در سقوط صفویه

مهندسی تحجر؛ نقش کمپانی هند شرقی در سقوط صفویه

قرن هفدهم و اوایل هجدهم در ایران شاهد دورانی دگرگون‌کننده بود که در آن ساختارهای سنتی دولت صفوی تحت فشارهای داخلی و خارجی بی‌سابقه‌ای قرار گرفتند. این دوره که با گذار از اقتدار مطلق و عمل‌گرای شاه عباس اول به سلطنت‌های به طور فزاینده جزم‌اندیش (متحجر) و منزوی جانشینان او مشخص می‌شود، با ظهور سلطه دریایی اروپا در خلیج فارس همزمان بود. نقش کمپانی هند شرقی بریتانیا (EIC) و هیئت‌های دیپلماتیک اروپایی در تسهیل فضای «تحجر» – وضعیتی از رکود فکری و مذهبی که اساساً حکومت صفوی را تضعیف کرد – در مرکز این تحقیق قرار دارد. این گزارش با بررسی نقاط تلاقی منافع تجاری، استراتژی‌های «تفرقه بینداز و حکومت کن» و ترویج جنبش‌های کلامی ضد عقل‌گرایی مانند اخباری‌گری، چگونگی نقش نفوذ خارجی در فروپاشی اجتماعی-سیاسی که در سقوط اصفهان در سال ۱۷۲۲ به اوج خود رسید را تحلیل می‌کند.

معماری ژئوپلیتیکی خلیج فارس و گسترش کمپانی هند شرقی

ظهور شرکت هند شرقی بریتانیا به عنوان یک بازیگر مهم در ایران صفوی، نه یک رویداد فرعی، بلکه یک کاتالیزور اصلی در بازسازی اقتصاد سیاسی منطقه بود. پس از تأسیس کمپانی هند شرقی بریتانیا (EIC) با امتیاز سلطنتی در سال ۱۶۰۰، تمرکز اصلی این شرکت بر بهره‌برداری از تجارت با شرق و جنوب شرقی آسیا بود. با این حال، دشواری حفظ یک مسیر زمینی از طریق روسیه و شکست بعدی شرکت مسکووی در کسب امتیازات تجاری از شاه طهماسب، تغییر رویکرد دریایی را ضروری ساخت. در اوایل قرن هفدهم، کمپانی هند شرقی بریتانیا که از پایگاه هندی خود در سورات فعالیت می‌کرد، ایران را به عنوان یک بازار حیاتی برای پارچه ماهوت انگلیسی و منبع اصلی ابریشم خام شناسایی کرد.

ورود اولیه نفوذ انگلیس توسط برادران شرلی – آنتونی و رابرت – تسهیل شد که ورود آنها در سال ۱۵۹۸، تخصص نظامی لازم برای نوسازی نیروهای خود در برابر عثمانی‌ها را در اختیار دولت صفوی قرار داد. با این حال، این همکاری نظامی به عنوان اسب تروا برای تعامل عمیق‌تر نهادی عمل کرد. محاصره هرمز در سال ۱۶۲۲، جایی که کمپانی هند شرقی از ایرانیان برای اخراج پرتغالی‌ها حمایت دریایی کرد، آغاز دورانی بود که حاکمیت دریایی صفویان به طور جدایی‌ناپذیری با قدرت دریایی بریتانیا پیوند خورد.

تجارت تطبیقی ​​و پویایی منابع

رقابت بین شرکت کمپانی هند شرقی (EIC) و شرکت هلندی متحد هند شرقی (VOC) چشم‌اندازی ایجاد کرد که در آن دربار صفوی اغلب در مقابل منافع رقابتی اروپایی‌ها قرار می‌گرفت. در حالی که پرتغالی‌ها در قرن شانزدهم انحصار را در دست داشتند، انقلاب تجاری قرن هفدهم، هجوم کالاهای متنوع را به همراه داشت که الگوهای مصرف نخبگان ایرانی را تغییر شکل داد.

نهاد تجاری نقطه ورود استراتژیک تمرکز بر کالاهای اساسی مکانیسم نفوذ دیپلماتیک
کمپانی هند شرقی بریتانیا جاسک (۱۶۱۶)، بندرعباس (۱۶۲۳) ابریشم خام، پارچه پشمی، قلع مشاوران نظامی (برادران شرلی)، فرمانروایان سلطنتی
VOC هلندی بندرعباس، اصفهان (۱۶۲۳) ادویه جات، شکر جاوه ای، مس ژاپنی شبکه تجارت یکپارچه آسیایی، سیستم‌های کارگزاری بانیان
پرتغالی هرمز (تا سال ۱۶۲۲) ادویه‌ها، اسب‌ها، مرواریدها تسلط دریایی مبتنی بر قلعه

ناتوانی کمپانی هند شرقی در رقابت با منابع مالی یا طیف محصولات VOC، بریتانیایی‌ها را مجبور کرد تا بیشتر به «نفوذ غیررسمی» از طریق شبکه‌ای از عوامل و هواداران انعطاف‌پذیر در میان نخبگان صفوی تکیه کنند. این استراتژی پیشگیرانه در برابر سایر قدرت‌های اروپایی، مستلزم دخالت عمیق در سیاست‌های داخلی دربار صفوی بود که اغلب فرآیند تصمیم‌گیری را هدف قرار می‌داد تا جزم‌اندیشی را بر مدرنیزاسیون عمل‌گرایانه ترجیح دهد.

حمایت از اخباری‌گری و تضعیف فقه عقل‌گرا

یکی از پژوهش‌های اصلی این تحلیل، نقش بالقوه (مستقیم یا غیرمستقیم) منافع بریتانیا در پرورش جنبش اخباری در فقه شیعه است. دولت صفوی در ابتدا برای تغییر مذهب مردم از سنی به نسخه شهری باسواد تشیع دوازده امامی، به مهاجرت علمای شیعه عرب از جبل عامل و عراق متکی بود. در بیشتر دوران اولیه صفوی، مکتب اصولی که بر نقش فعال روحانیت و استفاده از استدلال فقهی مستقل تأکید داشت (اجتهاد) بر نهاد روحانیت تسلط داشت.

با این حال، قرن هفدهم شاهد احیای مکتب اخباری، به رهبری چهره‌هایی مانند محمد استرآبادی بود. اخبارگرایی با رویکردی تحت‌اللفظی (ضد عقل‌گرایی) مشخص می‌شد و استفاده از استدلال و قیاس انسانی را رد می‌کرد و صرفاً به گزارش‌های شفاهی تکیه داشت (روایت) امامان. این تغییر به سمت جزم‌اندیشی (تحجر)، پیامدهای سیاسی عمیقی داشت: روحانیتِ اخباری، کمتر احتمال داشت که اقتدار دنیوی دولت را به چالش بکشد یا راه‌حل‌های قانونی ابداع کند که بتواند اصلاحات اداری را پیش ببرد.

پیوندهای نظری بین قدرت‌های دریایی و اخباری

نظریه‌های علمی نشان می‌دهند که ظهور تحجر مذهبی در اواخر دوران صفویه صرفاً یک تحول کلامی داخلی نبود، بلکه با منافع ژئوپلیتیکی قدرت‌های دریایی مرتبط بود. شرکت کمپانی هند شرقی که به دنبال حفظ انحصارات تجاری پایدار بود، از یک نهاد روحانی بهره‌مند شد که یا به همکاری گرفته شده بود یا به جای فعالیت سیاسی، درگیر اختلافات جزمی داخلی بود.

با تشویق – یا حداقل عدم به چالش کشیدن – «تحجر» دربار صفوی، هیئت‌های دیپلماتیک بریتانیا تضمین کردند که دولت همچنان درون‌گرا باقی بماند. شواهد تاریخی از مکاتبات کمپانی هند شرقی نشان می‌دهد که عوامل آنها اغلب «تعصب روحانیون» را به عنوان یک ویژگی قابل پیش‌بینی از یک دربار «شرقی» می‌دیدند، با این حال آنها از این تعصب برای بیگانه کردن ایرانیان از قدرت‌های رقیب و تثبیت نفوذ خود از طریق «حمایت» از اقلیت‌های مذهبی استفاده می‌کردند.

ظهور اخباری‌گری به ویژه با ایجاد تفرقه در حوزه علمیه شیعه، با استراتژی «تفرقه بینداز و حکومت کن» سازگار بود. همزمان با به حاشیه رانده شدن یا فرار علمای اصولی عقل‌گرا به عراق عثمانی، نهاد روحانیت باقی‌مانده به طور فزاینده‌ای به حمایت سلطنتی وابسته شد و در نتیجه، تحت تأثیر کسانی قرار گرفت که خزانه سلطنتی را کنترل می‌کردند – یعنی جناح‌های درون حرمسرا و تأمین‌کنندگان مالی اروپایی آنها.

خرابکاری نهادی: «تفرقه بینداز و حکومت کن» و فرآیند تصمیم‌گیری

استراتژی خرابکاری نهادی کمپانی هند شرقی قلب حکومت صفوی را هدف قرار داد: دربار سلطنتی و سازوکارهای آن برای جانشینی و شکل‌گیری سیاست. شاه عباس اول، در حرکتی برخاسته از پارانویا و میل به قدرت مطلق، اقدام به محدود کردن شاهزادگان سلطنتی به حرمسرا، تحت قیمومیت خواجه‌ها و نفوذ همسران قدرتمند سلطنتی کرد. این سیاست تضمین می‌کرد که جانشینان او – مانند شاه سلیمان و شاه سلطان حسین – فاقد تجربه نظامی و اداری لازم برای حکومت مؤثر باشند.

نقش حرمسرا و خواجه‌ها

در اواخر دوره صفوی، قدرت از والیان و امرای ایالتی به “نیروی سوم” – غلامان قفقازی و خواجه‌های دربار – منتقل شد. مأموران کمپانی هند شرقی و دیپلمات‌های اروپایی این تغییر را تشخیص دادند و تلاش‌های خود را معطوف به تأثیرگذاری بر این جناح‌های داخلی دربار کردند. دیپلمات‌های بریتانیایی با ارائه هدایا و مستمری‌های پولی به مقامات کلیدی، توانستند “نفوذ بخرند” و سیستمی از رقابت قدرت را تداوم بخشند که ثبات دولت را تضعیف می‌کرد.

پادشاه حاکم سبک حاکم روند فکری تأثیر نفوذ خارجی
شاه عباس اول(۱۵۸۸-۱۶۲۹) عمل‌گرا، مطلق‌گرا، متمرکز بر امور نظامی کاهش موعودگرایی؛ بوروکراسی عقلانی‌شده استفاده استراتژیک از برادران شرلی؛ اخراج پرتغالی‌ها
شاه عباس دوم(۱۶۴۲-۱۶۶۶) فعال در دولت؛ کسب اعتبار دوباره درگیری با نهاد مذهبی ادامه رقابت تجاری؛ تشدید رقابت کمپانی هند شرقی/VOC
شاه سلطان حسین(۱۶۹۴-۱۷۲۲) ارادی؛ بی‌علاقه به امور دولتی تسلط کامل تعصب مذهبی نفوذ قاطع جزم‌اندیشان؛ فروپاشی درونی بوروکراسی

استراتژی «تفرقه بینداز و حکومت کن» کمپانی هند شرقی به ویژه در نحوه مدیریت تجارت ابریشم مشهود بود. کمپانی هند شرقی با دور زدن اصناف سنتی بازرگانان و مذاکره مستقیم با شاه یا افراد مورد علاقه دربار او، قدرت اقتصادی بورژوازی بومی ایران را تضعیف کرد. این امر وابستگی به بازارهای خارجی را ایجاد کرد که اقتصاد صفوی را در برابر دستکاری خارجی آسیب پذیر ساخت.

علاوه بر این، حضور کمپانی هند شرقی باعث تغییر عمدی از عمل‌گرایی به تحجر شد. هنگامی که دولت صفوی تلاش کرد اصلاحاتی را اجرا کند یا به نوسازی بپردازد (همانطور که در پذیرش اولیه سلاح گرم دیده شد)، منافع بریتانیا اغلب به سمت حفظ وضع موجود یا تقویت جناح‌هایی که چنین نوسازی را تهدیدی برای خلوص مذهبی می‌دانستند، معطوف می‌شد. این «تحجر» صرفاً یک پدیده مذهبی نبود، بلکه ابزاری اجتماعی-سیاسی بود که برای خفه کردن ظهور یک دولت مستقل و اصلاح‌طلب به کار گرفته می‌شد.

ارتباط صهیونیستی: اقلیت‌ها و ایجاد فتنه

جنبه مبهم‌تر اما حیاتی‌تر این تحقیق، ردیابی «منافع همسو با صهیونیست‌ها» و فرقه‌سازی‌های اولیه (توطئه) در شبکه‌های استعماری بریتانیا است. در قرن هفدهم، «پروتو-صهیونیسم» به عنوان یک مفهوم هزاره‌گرایی انگلیسی که با عنوان «بازگشت یهودیان» شناخته می‌شد، تجلی یافت. این چارچوب ایدئولوژیک، که توسط برخی از انجمن‌های مبلغان مذهبی و متفکران سیاسی بریتانیا حمایت می‌شد، در پی استفاده از اقلیت‌های مذهبی به عنوان موانع ژئوپلیتیکی برای نفوذ به جهان اسلام بود.

اقلیت‌ها به عنوان موانع ژئوپلیتیکی

در ایرانِ دوران صفوی، هیئت مذهبی کمپانی هند شرقی و دیگر هیئت‌های اروپایی (مانند آگوستینی‌ها و ژزوئیت‌ها) اغلب از «حمایت» از اقلیت‌های مذهبی – ارامنه، یهودیان و مسیحیان – به عنوان بهانه‌ای برای مداخله دیپلماتیک استفاده می‌کردند. بریتانیایی‌ها با قرار دادن خود به عنوان حامی این جوامع، توانستند با نفوذ «طبیعی» قدرت‌های رقیب مانند فرانسه و روسیه مقابله کنند.

این استراتژی اغلب منجر به تولید توطئه- نزاع فرقه‌ای که دولت صفوی را از اهداف ژئوپلیتیکی خود منحرف کرد. دغدغه اروپاییان در قرن هفدهم با «ایران در عصر روشنگری» صرفاً فکری نبود؛ بلکه نوعی «شرق‌شناسی» بود که هویت‌های پیچیده منطقه‌ای را به تقابلی بین «لیبرالیسم» و «اسلام» ساده می‌کرد و از این طریق استثمار امپریالیستی را توجیه می‌کرد.

«ارتباط کمپانی هند شرقی با اعضای جامعه ارمنی در اصفهان» برای تجارت ابریشم، نمونه‌ای مستند از این استراتژی است. اگرچه این رابطه برای تجارت سودمند بود، اما همچنین یک طبقه متمایز و تحت حمایت خارجی ایجاد کرد که اغلب با جمعیت مسلمان محلی در تضاد بود و همان فرقه‌گرایی را دامن می‌زد که علمای عالی‌رتبه (تحت تأثیر افرادی مانند علامه مجلسی) بعداً برای توجیه آزار و اذیت‌ها از آن استفاده کردند. بنابراین، نقش بریتانیا دوگانه بود: آنها انگیزه اقتصادی برای جداسازی مذهبی را فراهم کردند و سپس از تنش‌های ناشی از آن برای توجیه حضور مداوم و «حمایت» خود استفاده کردند.

تحلیل تطبیقی: منافع دریایی و ظهور تحجر

ارتباط بین منافع ژئوپلیتیکی قدرت‌های دریایی و ظهور تحجر مذهبی در ایران عصر صفوی را می‌توان از دریچه ثبات سیاسی تحلیل کرد. طبق نظریه‌های علمی، رژیم‌های استبدادی مانند اواخر صفویه زمانی که نهاد روحانیت متمرکز و مشارکت‌کننده باشد، پایدارتر هستند. با این حال، هنگامی که قدرت روحانیت غیرمتمرکز است – همانطور که در جریان درگیری اخباری-اصولی بود – حاکم مستبد باید رادیکال‌ترین عناصر را برای حفظ مشروعیت تطمیع کند.

کمپانی هند شرقی و VOC هر دو تشخیص دادند که یک روحانی متعصب و اخباری، یک «روحانی حاشیه‌ای» است که می‌توان به راحتی از طریق کنترل کالاهای لوکس و شمش طلا، آن را مدیریت یا خریداری کرد. «فتنه» قرن هفدهم، دولت صفوی را در حالت بی‌ثباتی دائمی و سطح پایین نگه داشت و مانع از آن شد که هرگز به آن نوع قدرت متمرکز و اصلاح‌طلبانه‌ای دست یابد که به آن اجازه می‌داد کنترل دریایی اروپاییان بر خلیج فارس را به چالش بکشد.

تأثیر بر صنعت و اقتصاد داخلی

طرح‌های سوداگرانه‌ی استثمارگرانه‌ی شرکت‌های کمپانی هند شرقی و VOC به تدریج ثروت ایران را تحلیل برد و این کشور را به تأمین‌کننده‌ی مواد خام و مصرف‌کننده‌ی کالاهای تولیدی وارداتی تبدیل کرد.

تغییر اقتصادی سلطه پیش از اروپا تسلط پس از کمپانی هند شرقی/VOC تأثیر اجتماعی-سیاسی
تولید نساجی شکوفایی صنایع محلی در اصفهان و تبریز تضعیف شده توسط واردات ارزان انگلیسی و هلندی جابجایی صنعتگران محلی؛ فرسایش قدرت طبقه متوسط
صادرات ابریشم تحت کنترل شاه و اصناف ارمنی انحصار مسیرهای دریایی کمپانی هند شرقی/VOC از دست دادن درآمد دولت؛ وابستگی به حمل و نقل خارجی
ارز و شمش تبادل پایدار منطقه‌ای خروج گسترده طلا/نقره به اروپا/هند کاهش ارزش تومان؛ بی‌ثباتی مالی

این رکود اقتصادی نتیجه مستقیم استراتژی «تفرقه بینداز و حکومت کن» بود. قدرت‌های دریایی با تشویق فرهنگ درباری که «مصرف کالاهای لوکس» را به عنوان الگویی از جایگاه اجتماعی در اولویت قرار می‌داد، تضمین کردند که ثروت صفویان به خارج از کشور جریان یابد. نهاد مذهبی، که به طور فزاینده‌ای متحجر و درون‌گرا بود، نتوانست نقدی بر این وابستگی اقتصادی ارائه دهد و در عوض خشم خود را متوجه «مرتدان» و «کافران» داخلی کرد – تغییری که ناظران اروپایی با رضایت خاطر آن را مشاهده کردند، زیرا امنیت منافع تجاری آنها را تضمین می‌کرد.

چهره‌های کلیدی و بسترهای نفوذ در عصر گذار

فرآیند تضعیف اقتدار صفوی و لغزش به سوی بحران، محصول تلاقی نفوذ هوشمندانه خارجی و شکل‌گیری فضایی بود که در آن تصمیم‌گیری‌های کلان تحت تأثیر رویکردهای غیرعقلانی قرار گرفت.

۱. برادران شرلی؛ معماران نفوذ دیپلماتیک

رابرت و آنتونی شرلی، فراتر از چهره‌های ماجراجو، در واقع پیش‌قراولان نفوذ بریتانیا در ساختار نظامی و سیاسی صفوی بودند. حضور رابرت شرلی در جنگ‌های عثمانی و مأموریت‌های دیپلماتیک او، بخشی از یک طراحی کلان برای پیوند زدن منافع ایران به شبکه‌ی تجارت جهانی بریتانیا بود. این حضور به کمپانی هند شرقی اجازه داد تا از طریق «وفاداری دوگانه»، شبکه‌ی جمع‌آوری اطلاعات و نفوذ خود را در قلب پایتخت تثبیت کند.

۲. کشیش کروسینسکی؛ دیده‌بان نفوذ در اصفهان

یهودا تادئوس کروسینسکی (یسوعی لهستانی)، به عنوان یکی از کلیدی‌ترین عوامل نفوذ مذهبی-سیاسی، در بطن حوادث اصفهان حضور داشت. او با دسترسی به دربار و مشاهده دقیق رقابت‌های جناحی، گزارش‌هایی را تدوین کرد که به قدرت‌های اروپایی کمک می‌کرد تا شکاف‌های درونی حاکمیت صفوی را شناسایی کنند. روایت‌های او از سقوط اصفهان، سندی بر چگونگی بهره‌برداری بیگانگان از اختلافات داخلی ارکان قدرت است.

۳. علامه محمدباقر مجلسی؛ در کشاکش سنت و نفوذ جریان‌های افراطی

علامه مجلسی به عنوان یکی از بزرگترین فقیهان تاریخ تشیع، همواره بر حفظ مرزهای مذهبی و پاسداری از حریم تشیع تأکید داشت. اگرچه ایشان برخلاف برخی دیدگاه‌ها، یک «اخباری تندرو» نبود و در بسیاری از مبانی، رویکردی اصولی و خردگرایانه داشت، اما دشمنان ایران توانستند از اتمسفر ایجاد شده در اواخر دوران صفوی سوءاستفاده کنند.

در این دوره، دشمن با سوار شدن بر موج تحجر و مقدس‌مآبی‌های افراطی، سعی کرد اقدامات اصلاحی و وحدت‌آفرین را به حاشیه برده و با ترویج رویکردهای قشری (که علامه مجلسی خود مصلح آن‌ها بود)، انسجام ملی ایران را تضعیف کند. نفوذ بیگانگان در لایه‌های میانی دربار باعث شد تا برخی سیاست‌های مذهبی، به جای تقویت اقتدار ملی، ناخواسته به ابزاری برای ایجاد شکاف میان قبایل مرزی و دولت مرکزی تبدیل شود؛ پروژه‌ای که هدف نهایی‌اش زمین‌گیر کردن دولت مقتدر صفوی توسط استعمارگران دریایی بود.

تأثیر اجتماعی-سیاسی: سقوط اصفهان و فراتر از آن

سقوط اصفهان در سال ۱۷۲۲ به دست ارتش‌های قبیله‌ای سنی مهاجم افغان، تجلی نهایی «تحجر»ی بود که دولت صفوی را در بر گرفته بود. تغییرات فکری و مذهبی دهه‌های قبل، پایتخت را بی‌دفاع، رهبری آن را فلج کرده و اقتصاد آن را تجارت تحت سلطه بیگانگان ویران کرده بود.

پیامدهای انقلاب افغانستان

دوره فترت افغانستان (۱۷۲۲-۱۷۳۰) نشانگر یک تحول اساسی در تجارت فرامنطقه‌ای بود. ورشکستگی دلالان بزرگ در بندرعباس و ورشکستگی بازرگانان عمده‌فروش در اصفهان، در کوتاه‌مدت به شبکه‌های تجاری کمپانی هند شرقی و VOC آسیب قابل توجهی وارد کرد. با این حال، تأثیر بلندمدت آن، تمرکززدایی کامل از ایران بود که به بریتانیا اجازه داد به عنوان قدرت مسلط در خلیج فارس ظهور کند.

«تحجر» دوران صفوی تأثیر ماندگاری بر نهادهای شیعی داشت. خانواده‌های روحانی مجبور به مهاجرت به شهرهای زیارتی عراق شدند، جایی که درگیری اخباری-اصولی همچنان به دور از کنترل مستقیم دولت ایران ادامه داشت. این جابجایی به شهرهای زیارتی عراق درجه بیشتری از خودمختاری داد و «مرکز عصبی» تشیع را برای دهه‌ها از ایران دور کرد.

گذار کمپانی هند شرقی به یک قدرت استعماری

در اواسط قرن هجدهم، کمپانی هند شرقی از تجارت ساده فراتر رفته و به تصرف اراضی و کنترل سیاسی در هند و خلیج فارس روی آورده بود. استراتژی‌هایی که در اواخر دوره صفویه اصلاح شدند – جذب روحانیون، حمایت از اقلیت‌ها و استفاده از سیاست «تفرقه بینداز و حکومت کن» برای سرکوب اصلاحات عقل‌گرایانه – به مشخصه امپریالیسم بریتانیا در منطقه تبدیل شدند. بنابراین، «تحجر» که در دربار صفوی آغاز شد، یک حادثه تاریخی منفرد نبود، بلکه مقدمه‌ای بر «خرابکاری نهادی» سیستماتیکی بود که رابطه بین غرب و جهان اسلام را برای قرن‌های آینده تعریف می‌کرد.

نتیجه‌گیری: تلفیقی از تغییرات فکری و منافع ژئوپلیتیکی

بررسی نقش کمپانی هند شرقی بریتانیا در ایران عصر صفوی، همگرایی عمیقی را بین منافع ژئوپلیتیک خارجی و ظهور جزم‌اندیشی (تحجر) مذهبی نشان می‌دهد. کمپانی هند شرقی و دیگر هیئت‌های دیپلماتیک اروپایی صرفاً ناظر تغییر به سمت اخباری‌گری و «تحجر» نبودند؛ بلکه آنها به طور فعال محیطی را پرورش دادند که در آن چنین جنبش‌هایی می‌توانستند به قیمت حکومت عقل‌گرا و عمل‌گرا رشد کنند.

شبکه‌های استعماری بریتانیا با دستکاری جناح‌های درباری، خرید نفوذ مأموران مطیع و استفاده از «حمایت» اقلیت‌ها برای ایجاد درگیری‌های فرقه‌ای، با موفقیت قدرت سیاسی مستقل دولت صفوی را تضعیف کردند. چرخش ظاهری در فقه شیعه، اگرچه ناشی از تحولات کلامی داخلی بود، اما به عنوان ابزاری برای «خرابکاری نهادی» مورد استفاده قرار گرفت که تضمین می‌کرد دربار صفوی از نوسازی و اصلاحات مصون بماند.

بنابراین، سقوط اصفهان در سال ۱۷۲۲ نتیجه‌ی دولتی بود که از درون تهی شده بود – چه از نظر اقتصادی و چه از نظر فکری. میراث این دوره، داستان عبرت‌آموزی است از اینکه چگونه تلاقی تجارت دریایی و جزم‌اندیشی داخلی می‌تواند به «تحجر» یک تمدن منجر شود و آن را در برابر همان قدرت‌هایی که به دنبال «حفاظت» و «مدرن‌سازی» آن بودند، آسیب‌پذیر کند. سازوکارهای نفوذی که توسط کمپانی هند شرقی در قرن هفدهم ایجاد شد – استفاده از «فتنه»، جذب متکلمان مذهبی و نابودی صنایع محلی – پایه و اساس سلطه‌ی امپراتوری بریتانیا در شرق را تشکیل داد و اثری ماندگار بر چشم‌انداز اجتماعی-سیاسی ایران مدرن و خاورمیانه‌ی وسیع‌تر گذاشت.

 

بیانیه سلب مسئولیت

این نوشتار بر پایه منابع مستند تدوین شده و لزوماً بازتاب‌دهنده دیدگاه‌های رسمی سایت تنویر نیست. مسئولیت صحت داده‌ها و تحلیل‌های ارائه‌شده بر عهده منابع مرجع پژوهش می‌باشد.

دسته بندی: تحجر برچسب ها:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *