قالب وردپرس بیتستان پرنده فناوری
#سفرنامه_اربعین  چهارشنبه 98/07/24 – سه روز قبل از اربعین
 ساعت 5:00
 ساعت 3:20…

سفرنامه اربعین

🌍 #سفرنامه_اربعین 🔆 چهارشنبه 98/07/24 – سه روز قبل از اربعین
🕗 ساعت 5:00
👈 ساعت 3:20 رسیدم مهران. از خواب بیدار شدم و و از اتوبوس پیاده شدم و اومدم سمت مرز. اول تو پایانه برکت، یه اتوبوس سوار شدم تا منو برسونه پایانه مرزی، کرایه ش 3 هزار تومن بود. توی راه که داشتیم می اومدیم پایانه مرزی، حدود بیش از 100 تا اتوبوس تو صف بودند که نوبتشون بشه که برن مسافر بزنن و ببرن پایانه برکت.
مرز خیلی خیلی خلوت بود، بدون هیچ معطلی و دردسری، به راحتی از مرز عبور کردم. سمت عراق هم وضعیت همین طور بود، تعداد زائرانی که داشتن بر می گشتن، خیلی بیشتر از کسانی بود که در حال رفتن بودند.
زمانی که مهر ورود به عراق توی گذرنامه م خورد، ساعت حدود 4:30 بود. اولش برنامه م این بود که سریع برم و سوار یه ون بشم و از محدوده مرزی خارج بشیم، بعد زمانی که اذان گفتن، بین راه یه جا که توقف کرد، اونجا نماز صبح رو می خونیم. با همین برنامه رفتم دنبال ون، متاسفانه اکثر راننده ها، تازه رسیده بودن و من جزو اولین مسافرانشون بودم.
البته این نکته رو هم باید اشاره کنم که من قصد داشتم اول برم کاظمین، به همین دلیل دنبال ون هایی بودم که می خواستن برن کاظمین و به دلیل اینکه مسافر کاظمین کم بود، مجبور بودم منتظر بمونم تا راننده ها برن مسافر پیدا کنن. به همین دلیل تصمیمم عوض شد، تصمیم گرفتم همینجا توی مرز نمازم رو بخونم و بعد از نماز برم دنبال ون.
الان نماز صبح رو خوندم و دارم میرم ماشین پیدا کنم برای کاظمین.
#حب_الحسین_یجمعنا
#نذر_قلم
#سفرنامه_اربعین
#اربعین
#تنویر

#ادامه_دارد

نمایش پست در اینستاگرام

           

مطلب پیشنهادی

ترس از خدا، آدم را عاشق خدا خواهد کرد. اگر این ترس از خدا نباشد، انسان سرگشته و حیران خواهد بود

عاشق خدا

پرونده #مکتب_سلیمانی قسمت بیست و چهارم 🌍 ترس از خدا، آدم را عاشق خدا خواهد …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *